یک تجربه: صدای کارکنان

شاهد بودن یک تجربه مؤثر از شنیدن صدای کارکنان دلگرم کننده بود.

صدای کارکنان : زمانی که برای مشاوره به یکی از شرکتهای پتروشیمی جنوب کشور رفته بودم.

معمولا بسیاری از کارکنان در سطوح مختلف این دسته از شرکتها اهل شهرهای دوردست هستند. که برای کار به این مناطق می روند.

در این موارد برنامه های کاری فشرده و یک دوره استراحت (که طرح اقماری نامیده می شود) یک روش معمول است.

اما برخی از کارکنان سطوح پایین هرم شرکتها از این فرصت و تسهیلات همراه آن کمتر برخوردار می شوند.

راننده همراهم نقل می کرد که عموما از مدیریت منابع انسانی فعلی بسیار راضی هستند و ماندنش در شرکت همین که صدای کارکنان را می شنود پذیرفته شده است. حتی اگر کار خاصی هم نکند! هرچند که در مدت حضورش تغییرات بسیاری در شیوه های شرکت به وجود آورده؛ و این چیزی بود که به وضوح دیده می شد.
یکی از علتهای برتری مدیر فعلی، توجهش به دغدغه های پرسنل سطوح مختلف بود. همان چیزی که در مدیریت منابع انسانی با اصطلاح صدای کارکنان شناخته می شود. در این توجه و صحبتها بسیاری از راه حلها (که اجرای بسیاری از آنها هزینه ای برای شرکت ندارند) کشف و جاری می شوند.
مدیر منابع انسانی قبلی در برابر درخواست مرخصی کارکنان برای سرزدن به خانواده در شهری دور را نکوهش کرده و با مثالهایی از تجربه جوانیش سعی در منصرف کردن متقاضی می کرد.

او صدای کارکنان را حتی تا زمانی که زندگیشان در حال فروپاشی بود را نمی شنید !

یک تجربه مؤثر از شنیدن صدای کارکنان
یک تجربه مؤثر از شنیدن کارکنان
او صدای کارکنان را حتی تا زمانی که زندگیشان در حال فروپاشی بود را نمی شنید…..

پژوهش و سنجش دیدگاه های کارکنان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Scroll to top