نتیجه گرایی و نیاز به بازآرایی سازمان

به لطف پدربزرگ؛ دوره ای در کودکی، همراه کشاورزان زیسته ام. به روشنی، آنچه که تفاوت سبک کار و زندگی شان را شایسته توجه می کرد، نتیجه گرایی بود.

تمام زحمات کشاورز در محصول خلاصه می شود و اگر شوربختانه حاصلی به دست نیاید، همه ی تلاشها هدر رفته است. به زبان کارگر – کارفرمایی، دستمزدی از این ایام به دست نخواهد آمد. همین نتیجه کافی است که برای بیدار شدن در صبح زود و رفتن به محل کار حتی احتیاج به ساعت هم نداشته باشند؛ چه برسد به اینکه ساعت ورود و خروجشان ثبت و چک شود.

این نتیجه گرایی در کنارِ کار معنی دار – کاری که با تصمیم گیری های روزمره و دیدن نتایج روزانه نشاط آور مثل جوانه زدن، رشد و باردهی، غنی شده – می تواند الگویی برای بازسازماندهی مشاغل در سازمانها شود. این سبک از سازماندهی مشاغل، بلوغ کارکنان را در نظر داشته و ویژگی های همراه آن، می تواند اثربخشی و بهره وری را هم افزون کند.

کنترل کارکنان بالغ، مثل ترمز عمل می کند. همچون خودرویی که تنها به وسیله ترمز نمی تواند به پیش رانده شود، مدیریت هم تنها با کنترل شدنی نیست. مدیران در برابر کارکنانی از نسل هزاره باید پایشان را از روی ترمز بردارند تا سازمان به پیش رود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Scroll to top